پایان نامه

اثر نمره نخ و تعداد فیلامنت‌های آن بر افت تنش کششی نخ پلی‌استر تکسچره و پارچه حلقوی‌پودی تهیه‌شده از آن

مولفه

توضیحات

عنوان پایان‌نامه

اثر نمره نخ و تعداد فیلامنت‌های آن بر افت تنش کششی نخ پلی‌استر تکسچره و پارچه حلقوی‌پودی تهیه‌شده از آن

نویسنده

علی دستمالچیان

نام استاد راهنما

آزیتا آسایش

نام استاد مشاور

ندارد

دانشگاه و دانشکده

دانشگاه صنعتی امیرکبیر / دانشکده مهندسی نساجی

مقطع تحصیلی

کارشناسی ارشد

تاریخ دفاع

۱۴۰۵

چکیده پایان نامه:

در این پژوهش، پدیده افت تنش در نخ فیلامنت پلی‌استر تکسچره‌شده و پارچه‌های حلقوی پودی تهیه شده از آن مورد بررسی قرار گرفته است. هدف اصلی، ارزیابی اثر نمره نخ و تعداد فیلامنت‌های آن بر رفتار افت تنش در شرایط کرنش ثابت بوده است. برای این منظور، نخ های فیلامنت پلی‌استر تکسچره‌شده با نمره و تعداد فیلامنت متفاوت انتخاب و با استفاده از آن‌ها نمونه‌های پارچه ریب تولید شد. آزمایش افت تنش نخ‌ها در کرنش مشترک %۵، افت تنش پارچه‌ها در راستای رج در کرنش مشترک %۲۰ و در راستای ردیف در کرنش مشترک %۵ انجام شد. علاوه بر این، تمام نمونه‌های نخ و همچنین پارچه‌ها در دو جهت رج و ردیف، در حداکثر میزان کرنش الاستیک نیز مورد آزمایش افت تنش قرار گرفتند. نتایج نشان داد که افزایش نمره و تعداد فیلامنت تأثیر معناداری بر افت تنش نخ ندارد، اما در پارچه‌ها افزایش نمره نخ باعث افزایش قابل توجه افت تنش در هر دو جهت شد. در مقابل، افزایش تعداد فیلامنت موجب کاهش افت تنش تمامی پارچه‌ها در هر دو جهت گردید. همچنین با افزایش میزان کرنش، افت تنش افزایش یافت و مقدار آن در جهت ردیف بیشتر از جهت رج بود. در بین مدل‌های ویسکوالاستیک بررسی‌شده، مدل ماکسول سه‌جزئی با فنر غیرخطی بهترین انطباق را با نتایج تجربی نشان داد.

مقدمه

لباس‌های فشارنده نوعی از منسوجات فنی هستند که با اعمال فشار کنترل‌شده بر بخش‌های مختلف بدن، در حوزه‌های پزشکی، ورزشی و زیبایی مورد استفاده قرار می‌گیرند. این لباس‌ها با بهبود گردش خون، کاهش تورم، کاهش درد و افزایش عملکرد عضلات، نقش مهمی در درمان بیماری‌های وریدی، لنف ادم، اسکارهای پوستی و همچنین بهبود عملکرد ورزشی ایفا می‌کنند. عملکرد این لباس‌ها به میزان فشار اعمالی و پایداری آن در طول زمان وابسته است؛ به گونه‌ای که کاهش فشار در اثر استفاده مداوم یا شست‌وشو می‌تواند اثربخشی درمان را کاهش دهد. از این رو، بررسی رفتار مکانیکی و کششی این منسوجات، به‌ویژه رفتار افت تنش، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.

در تولید لباس‌های فشارنده، پارچه‌های حلقوی به دلیل قابلیت کشسانی بالا، تخلخل مناسب و انعطاف‌پذیری مطلوب، کاربرد گسترده‌ای دارند. این پارچه‌ها به طور معمول با استفاده از نخ‌های پلی‌استر به عنوان نخ زمینه و نخ‌های کشسان نظیر اسپاندکس یا الاستین تولید می‌شوند. نوع ساختار بافت، نحوه قرارگیری نخ کشسان، جنس مواد اولیه و ویژگی‌های ویسکوالاستیک الیاف، تأثیر مستقیمی بر خواص مکانیکی، میزان فشار اعمالی و دوام عملکرد لباس دارند. همچنین عواملی مانند سطح کرنش، دفعات استفاده و شست‌وشو، می‌توانند موجب تغییر در رفتار کششی و افت تنش این منسوجات شوند.

از دیدگاه مکانیکی، لباس‌های فشارنده رفتاری ویسکوالاستیک از خود نشان می‌دهند؛ به این معنا که پاسخ تنش و کرنش آن‌ها وابسته به زمان است. پدیده‌هایی نظیر افت تنش، خزش و هیسترزیس از مهم‌ترین رفتارهای وابسته به زمان در این مواد هستند که نقش تعیین‌کننده‌ای در عملکرد و عمر مفید لباس‌های فشارنده دارند. افت تنش موجب کاهش تدریجی فشار اعمال‌شده بر بدن در طول زمان می‌شود و بنابراین کنترل و پیش‌بینی این رفتار برای طراحی لباس‌های فشارنده با عملکرد پایدار ضروری است. برای توصیف این رفتارها، مدل‌های ویسکوالاستیکی مختلفی نظیر مدل ماکسول، کلوین-ویت و جامد خطی استاندارد توسعه یافته‌اند که امکان تحلیل رفتار زمانی مواد کشسان را فراهم می‌کنند.

مرور مطالعات پیشین نشان می‌دهد که عوامل متعددی از جمله ساختار پارچه، نوع نخ کشسان، مدول الاستیک مواد اولیه و شرایط بارگذاری، بر رفتار مکانیکی و افت تنش لباس‌های فشارنده اثرگذار هستند. با این حال، بررسی جامع تأثیر این عوامل بر رفتار افت تنش و پایداری فشار در منسوجات فشارنده هنوز محدود است. بر این اساس، پژوهش حاضر با هدف بررسی رفتار ویسکوالاستیکی و افت تنش پارچه‌های مورد استفاده در لباس‌های فشارنده و تحلیل تأثیر عوامل ساختاری و مواد اولیه بر عملکرد آن‌ها انجام شده است تا زمینه‌ای برای طراحی و تولید لباس‌های فشارنده با دوام و کارایی بیشتر فراهم شود.

مرور ادبیات تحقیق

مطالعات متعددی در زمینه رفتار ویسکوالاستیک، افت تنش و خواص مکانیکی نخ‌ها و پارچه‌های کشسان انجام شده است. بخش عمده این پژوهش‌ها بر بررسی تاثیر ساختار نخ و پارچه، نوع الیاف، سطح کرنش، شرایط بارگذاری و مدل‌های ویسکوالاستیک بر رفتار افت تنش تمرکز داشته‌اند. نتایج این مطالعات نشان داده است که ویژگی‌های ساختاری و مکانیکی مواد اولیه، نقش تعیین‌کننده‌ای در میزان تنش اولیه، تنش باقی‌مانده، افت تنش و پایداری فشار در منسوجات کشسان و لباس‌های فشارنده دارند. همچنین برای توصیف رفتار وابسته به زمان این منسوجات، مدل‌های مختلف ویسکوالاستیک مانند ماکسول، جامد خطی استاندارد، برگرز و مدل‌های اصلاح‌شده مورد استفاده قرار گرفته‌اند که در بسیاری از پژوهش‌ها تطابق مناسبی با داده‌های تجربی نشان داده‌اند.

پوترا و همکارانش (۲۰۲۱) با ارائه مدلی ویسکوالاستیک شامل چهار فنر و یک دشپات، رفتار افت تنش نخ پلی‌استر–پشم–اسپاندکس را بررسی کردند و نشان دادند مدل ارائه‌شده تطابق مناسبی با نتایج تجربی دارد. باندیوپادهای و همکارانش (۲۰۱۱) رفتار افت تنش نخ‌های پشم، پشم–لاکرا و پلی‌استر–پشم–لاکرا را مطالعه کرده و بیان کردند استفاده از الیاف کشسان مانند لاکرا موجب کاهش افت تنش و حفظ بهتر تنش نخ می‌شود. زو (۲۰۱۲) با مقایسه نخ‌های ورتکس، رینگ و جت‌هوا نشان داد ساختار ریسندگی، سطح کرنش و سرعت کشش تاثیر مستقیمی بر میزان افت تنش دارند. همچنین شی (۲۰۱۳) رفتار افت تنش نخ‌های پلی‌استر–ویسکوز و بامبو–پنبه را با استفاده از مدل جامد خطی استاندارد بررسی کرد و گزارش داد این مدل در کرنش‌های پایین تطابق مناسبی با داده‌های تجربی دارد. گائو و همکارانش (۲۰۱۱) رفتار افت تنش نخ فرش پلی‌پروپیلن را با مدل‌های ویسکوالاستیک بررسی کرده و بیان کردند مدل استاندارد خطی توانایی مناسبی در پیش‌بینی رفتار افت تنش دارد. قوش و همکارانش (۲۰۱۲) نیز با استفاده از مدل آیرینگ و الگوریتم ژنتیک، رفتار افت تنش نخ‌های پشم، پشم-لاکرا و پلی‌استر-پشم-لاکرا را شبیه‌سازی کردند و تطابق خوبی میان مدل و نتایج تجربی مشاهده شد. مایتی و همکارانش (۲۰۲۲) تأثیر نخ مغزی‌دار، نمره نخ و میزان تاب را بر رفتار افت تنش نخ‌های دوجزئی بررسی کرده و نتیجه گرفتند نخ‌های دارای مغزی پلی‌استر و لاکرا افت تنش کمتری نسبت به نخ‌های بدون مغزی دارند. همچنین مانیچ و همکارانش (۲۰۰۷) نشان دادند فرآیند تکسچره موجب افزایش تنش اولیه و تغییر رفتار افت تنش نخ پلی‌آمید می‌شود.

در زمینه پارچه، آسایش و میرجلالی (۲۰۲۳) تأثیر ساختار پارچه (حلقه بافت و نیم‌بافت) و سطح کرنش را بر افت تنش پارچه‌های حلقوی پودی مورد استفاده در لباس‌های فشارنده بررسی کردند. نتایج آن‌ها نشان داد افزایش تعداد حلقه‌های نیم‌بافت موجب افزایش افت تنش می‌شود و ساختارهای ریب و هاف‌کاردیگن به دلیل کشسانی بیشتر، تنش اولیه کمتری ایجاد می‌کنند. میرآخورلی و آسایش (۲۰۲۳) نیز اثر ساختار و رفتار افت تنش پارچه‌های حلقوی پودی ریب را بررسی کرده و گزارش دادند استفاده از حقله نبافت، افت تنش پارچه را افزایش می‌دهد. همچنین مدل سه‌جزئی ماکسول با فنر غیرخطی بهترین تطابق را با داده‌های تجربی دارد. میکوکیونین و مورالین (۲۰۲۲) رفتار افت تنش و فشرده‌سازی منسوجات ارتوپدی را مطالعه کرده و بیان کردند نمونه‌هایی با تنش اولیه بیشتر، افت تنش بیشتری در طول زمان نشان می‌دهند. همچنین هوراستانی و همکارانش (۲۰۲۳) رفتار افت تنش پارچه‌های دارای حافظه شکلی را بررسی کرده و مدل کلوین-ویت-ماکسول را مناسب‌ترین مدل برای توصیف رفتار ویسکوالاستیک این پارچه‌ها معرفی کردند. قربانی و همکارانش (۲۰۱۸) رفتار مکانیکی لباس‌های فشارنده تولیدشده با پارچه‌های حلقوی پودی کشسان را با استفاده از مدل اجزای محدود بررسی کردند و نشان دادند که رفتار نخ‌های کشسان را می‌توان با معادله پرونی به‌خوبی مدل‌سازی کرد. ملکی و همکارانش (۲۰۱۱) نیز تأثیر طول حلقه، سطح کرنش، شست‌وشو و استفاده مکرر را بر تنش و افت تنش پارچه‌های حلقوی پودی بررسی کرده و بیان کردند استفاده مکرر و افزایش طول حلقه موجب کاهش فشار اعمالی پارچه می‌شود. در زمینه پارچه‌های حلقوی تاری، آسایش و یوسفی (۲۰۲۰) تأثیر ساختار مش، راستای پارچه و سطح کرنش را بر افت تنش پارچه‌های مورد استفاده در مش جراحی بررسی کردند و گزارش دادند ساختار پارچه و میزان تخلخل آن تأثیر قابل‌توجهی بر افت تنش دارد. هاشمی و همکارانش (۲۰۱۵) نیز تأثیر ساختار پارچه‌های حلقوی تاری دوشانه را بر رفتار افت تنش مطالعه کرده و نتیجه گرفتند طول آندرلپ، اصطکاک بین نخ‌ها و فضای خالی موجود در ساختار پارچه از عوامل مؤثر بر افت تنش هستند. همچنین اردکانی و همکارانش (۲۰۱۵) با بررسی تأثیر ساختار و تراکم پارچه‌های حلقوی تاری بیان کردند افزایش تراکم پارچه موجب افزایش تنش اولیه و کاهش خاصیت کشسانی می‌شود. عرفان و همکارانش (۲۰۲۳) تأثیر نوع فیلامنت و ساختار نخ‌های کامپوزیتی تک‌مغزی و دومغزی را بر خواص کششی بررسی کرده و نشان دادند نوع فیلامنت مصرفی تأثیر مستقیمی بر استحکام و ازدیاد طول نخ دارد و نخ‌های دارای فیلامنت T400  نسبت به سایر نمونه‌ها استحکام بیشتری از خود نشان می‌دهند.

پارچه‌های حلقوی پودی به دلیل خاصیت کشسانی و حفظ فشار، در حوزه‌هایی مانند پزشکی کاربرد گسترده‌ای دارند. برخی از این منسوجات با اعمال فشار ثابت بر اعضای بدن، در درمان بیماری‌هایی مانند واریس و اسکار استفاده می‌شوند. در این کاربردها، حفظ فشار اعمال‌شده اهمیت زیادی دارد. مطالعات قبلی نشان داده‌اند که پارچه‌های حلقوی تولیدشده با نخ‌های فیلامنتی، هنگام کشش ثابت، افت فشار کمتری نسبت به نخ‌های ریسیده‌شده دارند. عوامل مختلفی مانند نمره و تعداد فیلامنت نخ، نوع نخ، ساختار پارچه، فرآیند تکمیل و میزان کشش اولیه نخ بر افت تنش پارچه تأثیر می‌گذارند. با این حال، تاکنون اثر نمره و تعداد فیلامنت نخ بر افت تنش نخ و پارچه به‌طور کامل بررسی نشده است. این پژوهش با هدف مطالعه تأثیر این ویژگی‌ها بر افت تنش نخ و پارچه انجام شده است.

روش‌شناسی تحقیق

به منظور بررسی تأثیر نمره نخ و تعداد فیلامنت‌های آن بر افت تنش نخ و پارچه تهیه‌شده از آن، نخ‌های فیلامنت پلی‌استر تکسچره‌شده با دو نمره نخ و دو تعداد فیلامنت متفاوت از شرکت سیرنگ تهیه شدند. سپس با استفاده از این نخ‌ها، پنج نمونه پارچه حلقوی پودی با ساختار ریب بر روی دستگاه حلقوی‌پودی تخت‌باف الکترونیکی اشتول مدل CMS 530 HP با گیج ۷ تولید گردید. پارچه‌های تهیه‌شده پس از تولید، به مدت ۴۸ ساعت در محیط آزمایشگاه (دمای ۲۸ درجه سلسیوس و رطوبت نسبی ۴۴%) به صورت آزاد و بدون کشیدگی بر روی سطح صاف قرار گرفتند تا تنش‌های ایجادشده در حین بافت رها شوند. آزمایش استحکام کششی نخ با دستگاه اینسترون مدل ۵۵۶۶ صورت گرفت و خواص کششی شامل تنش و کرنش پارگی، مدول و محدوده ناحیه الاستیک تعیین گردید. آزمایش افت تنش نخ نیز با همان دستگاه و سلول بار ۵ کیلوگرمی در کرنش ثابت مشترک ۵% به مدت ۱۵ دقیقه و همچنین در کرنش حداکثر ناحیه الاستیک هر نخ انجام شد. تنش‌ها هر ۵/۰ ثانیه ثبت گردیدند. خواص کششی پارچه‌ها مطابق استاندارد ASTM D5034 با دستگاه اینسترون مدل ۵۵۶۶ در دو جهت رج و ردیف بررسی گردید و مدول اولیه و ناحیه الاستیک تعیین شد. آزمایش افت تنش پارچه‌ها با دستگاه اینسترون مدل ۵۵۶۶ در کرنش ثابت مشترک ۲۰% (جهت رج) و ۵% (جهت ردیف) به مدت ۱۵ دقیقه و همچنین در کرنش حداکثر ناحیه الاستیک هر جهت انجام شد. تنش‌ها هر ۵/۰ ثانیه ثبت و میانگین نتایج ارائه شد. در تمام آزمایش‌ها از تکرار مناسب (۵ بار برای نخ‌ها و ۳ تا ۵ بار برای پارچه‌ها) استفاده شد تا دقت نتایج افزایش یابد. این روش‌شناسی امکان بررسی دقیق اثر همزمان نمره نخ و تعداد فیلامنت را بر افت تنش فراهم آورد.

نتایج تحقیق

نتایج به‌دست‌آمده از آزمایش‌های افت تنش نخ و پارچه‌های حلقوی پودی نشان داد که نمره نخ، تعداد فیلامنت‌های نخ، میزان کرنش اعمالی و راستا (رج و ردیف) تأثیر معناداری بر تنش اولیه، تنش باقیمانده و میزان افت تنش دارند.

 

افت تنش نخ

با افزایش نمره نخ (از ۱۵۰ به ۳۰۰ دنیر)، تنش اولیه و تنش باقیمانده نخ تحت کرنش ثابت کاهش یافت، هرچند افت تنش نخ افزایش نشان داد. بررسی‌های آماری (ANOVA) حاکی از آن است که اثر نمره نخ بر تنش اولیه و باقیمانده معنادار اما بر افت تنش بی‌معنا است. افزایش تعداد فیلامنت‌ها در نخ با نمره ثابت (۱۵۰ و ۳۰۰ دنیر) باعث کاهش مدول الاستیک و در نتیجه کاهش تنش اولیه شد. در نخ ۳۰۰ دنیر، افت تنش با افزایش تعداد فیلامنت کاهش یافت، اما در نخ ۱۵۰ دنیر این تغییر جزئی و بی‌معنا بود. نتایج آماری نشان داد که اثر تعداد فیلامنت، تنها بر تنش اولیه و باقیمانده نخ ۳۰۰ دنیر معنادار بوده و در تمامی نمونه‌های دیگر بی‌معنا است. با افزایش میزان کرنش (از کرنش مشترک ۵% به کرنش حداکثر ناحیه الاستیک)، تنش اولیه و افت تنش در تمام نخ‌ها به‌طور معنادار افزایش یافت. این رفتار مطابق قانون هوک و با توجه به ثابت بودن مدول الاستیک هر نخ قابل توجیه است.

 

افت تنش پارچه

با افزایش نمره نخ، تنش اولیه و باقیمانده پارچه در هر دو راستا (رج و ردیف) افزایش یافت و در نتیجه شاخص افت تنش و میزان افت تنش نیز افزایش پیدا کرد. این اثر در هر دو جهت معنادار بود. افزایش تعداد فیلامنت‌های نخ، باعث کاهش مدول پارچه و در نتیجه کاهش تنش اولیه، تنش باقیمانده و افت تنش شد. بررسی‌های آماری نشان داد اثر تعداد فیلامنت نخ بر افت تنش پارچه‌ها معنادار است. با افزایش سطح کرنش، تنش اولیه و افت تنش پارچه در هر دو راستا به‌طور معنادار افزایش یافت که این روند در تمام نمونه‌ها نیز مشاهده شد. مقایسه دو راستای پارچه نشان داد که علی‌رغم اعمال کرنش کمتر در جهت ردیف (۵% در مقابل ۲۰% در رج)، تنش اولیه و افت تنش در جهت ردیف به دلیل مدول بالاتر، بیشتر است. اثر راستای پارچه نیز بر افت تنش نمونه‌ها معنادار بود. به‌طور کلی، پارچه‌های تولیدشده با نخ‌های نمره بالاتر (ضخیم‌تر) و تعداد فیلامنت کمتر، افت تنش بیشتری نشان دادند، در حالی که افزایش تعداد فیلامنت‌ها و کاهش نمره نخ منجر به کاهش افت تنش (بهبود رفتار افت تنش) گردید. این نتایج با توجه به تغییرات مدول الاستیک، ساختار پارچه و اصطکاک بین نخ‌ها قابل تفسیر است.

پنج مدل ویسکوالاستیک انتخاب و مورد بررسی قرار گرفت. در بین مدل‌های بررسی شده، مدل ماکسول سه‌جزئی با فنر غیرخطی، بهترین انطباق را با داده‌های تجربی نشان داد.

بحث و نتیجه‌گیری

تحلیل نتایج آزمایش‌های انجام‌شده نشان داد که نمره نخ و تعداد فیلامنت‌های آن تأثیر قابل توجهی بر رفتار افت تنش نخ و پارچه‌های حلقوی پودی دارند. با افزایش نمره نخ، تنش اولیه نخ کاهش یافت اما افت تنش افزایش نشان داد. اثر نمره نخ بر تنش اولیه و تنش باقیمانده معنادار بود، ولی بر درصد افت تنش بی‌معنا ارزیابی شد. افزایش تعداد فیلامنت‌ها سبب کاهش مدول الاستیک نخ گردید. در نخ‌های ۱۵۰ دنیر این تغییر تاثیر اندک و بی‌معنایی بر تنش و افت تنش داشت، اما در نخ‌های ۳۰۰ دنیر منجر به کاهش معنادار تنش اولیه، تنش باقیمانده و افت تنش شد. افزایش میزان کرنش نیز در تمام نخ‌ها باعث افزایش معنادار تنش اولیه، تنش باقیمانده و افت تنش گردید .

در پارچه‌ها، افزایش نمره نخ باعث افزایش معنادار تنش اولیه، تنش باقیمانده و افت تنش در هر دو راستا (رج و ردیف) شد. افزایش تعداد فیلامنت‌ها نیز منجر به کاهش تنش اولیه و افت تنش پارچه گردید که این اثر در پارچه‌های ۷۵۰ دنیر در هر دو راستا و در پارچه‌های ۱۵۰۰ دنیر در راستا رج معنادار بود. افزایش میزان کرنش اعمالی نیز افت تنش را در هر دو راستا به طور معنادار افزایش داد. علاوه بر این، تنش اولیه و افت تنش در راستای ردیف، به دلیل مدول بالاتر، بیشتر از راستای رج مشاهده شد. از میان مدل‌های ویسکوالاستیک برازش‌شده به داده‌های تجربی، مدل ماکسول سه جزئی با فنر غیرخطی، بهترین تطابق را با نتایج افت تنش در تمام نمونه‌ها نشان داد.

به طور کلی، پارچه‌های تولیدشده با نخ‌های ضخیم‌تر (نمره بالاتر) و تعداد فیلامنت کمتر، افت تنش بیشتری نشان دادند، در حالی که افزایش تعداد فیلامنت‌ها سبب کاهش افت تنش و بهبود رفتار افت تنش پارچه گردید. این تغییرات به طور عمده از طریق تأثیر بر مدول الاستیک، چگالی ساختار پارچه و سطح اصطکاک بین نخ‌ها قابل توضیح است.

با مقایسه میزان و شاخص افت تنش نمونه‌ها، نمونه F750/1440 به عنوان نمونه بهینه انتخاب شد.

پیشنهاد‌ها

برای تحقیق‌های آینده بررسی اثر نوع آرایش یافتگی نخ DTY، POY، FDY بر افت تنش نخ و پارچه بافته‌شده از آن، اثر جنس نخ فیلامنت بر افت تنش نخ و پارچه و در آخر، اثر نوع و فاصله جوش (Intermingle) نخ فیلامنتی بر افت تنش نخ و پارچه بافته‌شده از آن پیشنهاد می‌شود.

مراجع

  1. [1] V. G. V. Putra, J. N. Mohamad, and Y. Yusuf, “A New Model to Calculate Stress Relaxation of Viscoelastic Material for Polyester-Wool-Spandex Yarn with Analytical Mechanics Approach,” Jurnal Penelitian Fisika dan Aplikasinya (JPFA), vol. 11, no. 2, pp. 94–105, Dec. 2021, doi: 10.26740/jpfa.v11n2.p94-105.

    [2] S. Bandyopadhyay, A. Ghosh, and S. Y. Ali, “Tensile fatigue, stress relaxation, and creep behaviors of worsted core spun yarns,” J Appl Polym Sci, vol. 121, no. 4, pp. 2123–2126, Aug. 2011, doi: 10.1002/app.33513.

    [3] Zou, Z. (2012). Study of the stress relaxation property of vortex spun yarn in comparison with air-jet spun yarn and ring spun yarn. Fibres & Textiles in Eastern Europe, 20(1 (90)), 28-32.

    [4] Shi, F. J. (2013). Modeling stretching-relaxation properties of yarns. Fibres & Textiles in Eastern Europe, 21(2 (98)).

    [5] X. Gao, Y. Sun, Z. Meng, and Z. Sun, “Analytical approach of mechanical behavior of carpet yarn by mechanical models,” Mater Lett, vol. 65, no. 14, pp. 2228–2230, Jul. 2011, doi: 10.1016/j.matlet.2011.04.087.

    [6] Ghosh, A., Das, S., & Banerjee, D. Simulation of yarn stress relaxation and creep behaviors using genetic algorithm. Indian Journal of Fibre and Textile Research, 38(1), 375-379, 2013.

    [7] S. Maity, A. Chhatpuriya, and S. K. Sinha, “Stress relaxation and elastic recovery behaviour of dual core stretchable ring spun yarn,” Journal of Textile Engineering & Fashion Technology, vol. 8, no. 2, pp. 31–36, Mar. 2022, doi: 10.15406/jteft.2022.08.00298.

    [8] A. M. Manich, J. Maíllo, D. Cayuela, J. Gacén, M. D. De Castellar, and M. Ussman, “Effect of the air-jet and the False-Twist texturing processes on the stress-relaxation of polyamide 6.6 yarns,” J Appl Polym Sci, vol. 105, no. 5, pp. 2482–2487, Sep. 2007, doi: 10.1002/app.26438.

    [9] A. Asayesh and S. S. Mirjalali Bandari, “Analysis of the tensile stress relaxation of weftknitted medical compression fabrics in view of the fabric structure,” Journal of the Textile Institute, 2023, doi: 10.1080/00405000.2023.2300854.

    [10] S. Mirakhorli and A. Asayesh, “Evaluating the tensile stress relaxation of rib weft-knitted fabrics using viscoelastic models,” Mech Time Depend Mater, vol. 27, no. 4, pp. 1025–1041, Dec. 2023, doi: 10.1007/s11043-022-09553-0.

    [11] D. Mikucioniene and L. Muraliene, “Influence of orthopedic support structure and construction on compression and behavior during stress relaxation,” Journal of Industrial Textiles, vol. 51, no. 3, pp. 5026S-5041S, Jun. 2022, doi: 10.1177/1528083720964695.

    [12] Horastani, S. J., Ghane, M., Karevan, M., & Zadhoush, A. “An analytical approach to the stress relaxation behavior of a low temperature shape-memory fabric based on viscoelastic models.” Smart Materials and Structures, 32(5), 055008, 2023.

    [13] E. Ghorbani, H. Hasani, and R. Jafari Nedoushan, “Finite element modelling the mechanical performance of pressure garments produced from elastic weft knitted fabrics,” Journal of the Textile Institute, vol. 110, no. 5, pp. 724–731, May 2019, doi: 10.1080/00405000.2018.1513772.

    [14] Maleki, H., Aghajani, M., Sadeghi, A. H., & Jeddi, A. A. A. “On the pressure behavior of tubular weft knitted fabrics constructed from textured polyester yarns.” Journal of Engineered Fibers and Fabrics, 6(2), 155892501100600204, 2011.

    [15] Asayesh, A., & Yousefi, S. “Effect of fabric structure on the tensile stress relaxation of net warp knitted fabrics.” Journal of Textiles and Polymers, 8(2), 65-73. (2020).

    [16] N. Hashemi, A. Asayesh, A. A. A. Jeddi, and T. Ardakani, “The influence of two bar warpknitted structure on the fabric tensile stress relaxation Part I: (reverse locknit, sharkskin, queens’ cord),” Journal of the Textile Institute, vol. 107, no. 4, pp. 512–524, Apr. 2016, doi: 10.1080/00405000.2015.1046288.

    [17] T. Ardakani, A. Asayesh, and A. A. A. Jeddi, “The influence of two bar warp-knitted structure on the fabric tensile stress relaxation Part II: (locknit, satin, loop raised),” Journal of the Textile Institute, vol. 107, no. 11, pp. 1357–1368, Nov. 2016, doi: 10.1080/00405000.2015.1111598.

    [18] Irfan, M., Qadir, M. B., Afzal, A., Shaker, K., Salman, S. M., Majeed, N., … & Albu, A. “Investigating the effect of different filaments and yarn structures on mechanical and physical properties of dual-core elastane composite yarns.” Heliyon, 9(9). 2023.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *